![]() |
![]() |
|
| شعرها و دست نوشته های من برای او ... |
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 11:33 توسط سوده.ت |
|
|
انگار که حالت عجیبی داری از غربت لحظه ها نصیبی داری
من با همه رسوایی عالم سوزم حوا شده ام ولی تو سیبی داری
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 9:21 توسط سوده.ت |
|
|
عاشق نشدی که زرد باشی چون من
یا یخ بزنی و سرد باشی چون من با اینهمه بیقراری و شوق سلام محکوم شوی که درد باشی چون من
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 9:11 توسط سوده.ت |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 21:26 توسط سوده.ت |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 19:26 توسط سوده.ت |
|
|
سلام نام زیبای خداوند است.
سلام!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 17:40 توسط سوده.ت |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 16:38 توسط سوده.ت |
|
سلام مهربون ترین! تو صبوری. تو توانایی. تو به هر چیزی دانایی. فقط خودت می دونی چی می خوام.چطوریش رو هم فقط خودت می دونی.فقط خودت می تونی چیزی رو که می خوام بهم بدی. نذار کم بیارم. واسه زندگیم معنا می خوام. صبر من به اندازه تو نیست ها! می خوام راستشو بگم .هیشکی تو این دنیا لیاقت دوست داشتن رو نداره جز تو. مواظبم باش! |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 16:36 توسط سوده.ت |
|
|
می خوام به خواهرم عرسیشو تبریک بگم. خوشحالم از اینکه نیمه گمشده ش رو پیدا کرده. به دوماد تازه واردمون هم خوشامد میگم و امیدوارم پسر خوبی واسه مامانم باشه.الهی بختتون سبز باشه!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:58 توسط سوده.ت |
|
سلام همدم! اینقدر فرصت ندارم که حتی بخوام خستگی رو احساس کنم.دارم یه دوره تو زندگی رو پشت سر می ذارم که خیلی مهمه.مثل پروسه پروانه شدن شفیره س.الان تو یه زندون تنگ و تاریکم ولی...وای فکرشو بکن چند وقت دیگه یه پروانه خوشگل می شم.اون وقت می تونم بال بزنم بیام پیشت.دورت بگردم. آزاد آزاد آزاد ! می خواستم از دنیا نگم.از اینکه تو سرمای زمستون غافل گیر می شیم گاز نداریم تو گرمای تابستون غافلگیر می شیم برق نداریم. پودر لباسشویی پیدا نمیشه بعد قیمتش دو برابر می شه.چون زندگی سخت شده ار هم می دزدیم.میوه گرونه. مامورای شهرداری زحمت نمی کشن بیان تو کوچه آشغالارو ببرن باید واسشون ببری سر خیابون و هیچ همسایه ای از خودش نمی پرسه چرا؟!اونم کوچه ای که تو یکی از خیابونای اصلی شهره و جای پرت شهر هم نیست و حتی به روشنایی کوچه هم هیچ توجهی نمیشه...و خلاصه می خوام از هیچکدوم اینا نگم.(نگفتما!) می خوام از خودم بگم و از خودت.از گریه های دیروزم از اینکه چرا ناخواسته به عزیزترین کسانم ضرر می زنم.از اینکه هنوزاینقدر بی غیرت نشدم که بدونم مقصرم ولی ککم هم نگزه. تو می دونی بزرگترین آرزوی من چیه.می دونم برآوردش نمی کنی.ولی کاش می کردی.من تو این دنیا یه وصله نا جورم.اینو خودتم می دونی. می خوام راستشو بگم.بیشتر از اینکه دوست داشته باشم بهت نیاز دارم.و به این دلیل دوست دارم که هرگز تنهام نمیذاری. می بوسمت تنها عاشق دنیا! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 11:46 توسط سوده.ت |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
تمام مطالب این وبلاگ متعلق به خودم می باشد.در غیر این صورت با ذکر نام صاحب اثر آورده می شود.
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 |
| پیوندها |
|
ثبت دامنه رايگان سگالش اقليم و توسعه شبهاي باراني دلهاي غمگين سلام همسايه هاي 3 گل ياس نوشته جات gilabadi با فرشيد منافي جواني مي كنيم. سندس سبز هامش رائوشا نسيم عاشقي لپ تاپ فروشي |
|
RSS
|